![]() |
![]() |
|
| شرح مختصری از زندگانی امام باقر ع و بیان حقایقی از تاریخ حیات ایشان |
|
امام باقر (ع) از نظر دانشمندان
آوازه علوم و دانشهای امام باقر ع چنان اقطار اسلامی را پر کرده بود که لقب "باقر العلوم" (گشاینده دریچههای دانش و شکافنده مشکلات علوم) به خود گرفته بود . "ابن حجر هیتمی" مینویسد : محمد باقر به اندازهای گنجهای پنهان معارف و دانشها را آشکار ساخته، حقایق احکام و حکمتها و لطایف دانشها را بیان نموده که جز بر عناصر بی بصیرت یا بد سیرت پوشیده نیست و از همینجاست که وی را شکافنده و جامع علوم، و برافرازنده پرچم دانش خواندهاند. [1] "عبدالله بن عطأ" که یکی از شخصیتهای برجسته و دانشمندان بزرگ عصر امام بود، میگوید : "من هرگز دانشمندان اسلام را در هیچ محفل و مجمعی به اندازه محفل محمد بن علی ( ع) از نظر علمی حقیر و کوچک ندیدم. من "حکم بن عتیبه" را که در علم و فقه مشهور آفاق بود، دیدم که در خدمت محمد باقر مانند کودکی در برابر استاد عالیمقام، زانوی ادب بر زمین زده شیفته و مجذوب کلام و شخصیت او گردیده بود.[2] امام باقر ع در سخنان خود،اغلب به آیات قرآن مجید استناد نموده از کلام خدا شاهد میآورد و میفرمود: "هر مطلبی گفتم، از من بپرسید که در کجای قرآن است تا آیه مربوط به آن موضوع را معرفی کنم". [3] [1] اظهر من مخبئات کنوز المعارف و حقایق الاحکام و الحکم و اللطائف مالا یخفی الا علی منطمس البصیره او فاسد الطویه و السریره و من ثم قیل و فیه هو باقر العلم و جامعه و شاهر علمه و ارفعه (الصواعق المحرقه، الطبعه الثانیة، قاهره، مکتبه القاهره، ص 201). [2] سبط ابن الجوزی، تذکره الخواص، نجف، منشورات المطبعه الحیدریة، 1383 ه'.ق، ص 337 - علی بن عیسی الاربلی، کشف الغمه، تبریز، مکتبه بنی هاشم، 1381 ه'.ق، ج 2، ص 329 - فضل بن الحسن البدایة و النهایة، الطبعه الثانیة، بیروت، مکتبه المعارف، 1977 م، ج 9، ص .311 در بعضی از نسخهها «حکم بن عیینه» ذکر شده است ولی «عتیبه» صحیح است. ر.ک به : کاظم مدیر شانه چی، علم الحدیث و درایة الحدیث، چاپ سوم، قم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیة قم، 1362 ه'.ش، ص 67 / [3] طبرسی، احتجاج، نجف، المطبعه المرتضویة، 1350 ه'.ق، ص 176 |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 23:41 توسط خادمین اهل بیت |
|
|
(عبدالملکبن اَعیَن) صحابی خاص امام باقر(ع) و امام صادق(ع)
یکی از فرهیختگان سده دوم هجری عبدالملکبن اعین، برادر زرارةبن اعین، راوی معروف است. متأسفانه با آنکه تعریفها و توصیفات ارزندهای از وی در لسان شریف امام صادق(ع) و اندیشمندان شیعه و سنی شده، ولی چهره وی بر برخی از رجالیون پوشیده مانده است. هرچند مقاله حاضر بحثی رجالی نیست اما تا اندازهای زوایای گوناگون زندگی عبدالملک را بررسی نموده و به علل تضعیف وی از سوی پارهای رجالیون اهل سنت اشاره کرده و به گونهای نسبتا مفصل درباره (خاندان) اعین سخن میگوید. عبدالملک، برادر زراره، راوی معروف، از جمله اصحاب بزرگ حضرت صادق(ع) و از دودمان اعین بود. برای شناخت عبدالملک لازم است اندکی درباره این خاندان معروف سخن بگوییم: ویژگیها:آلاعین بزرگترین خاندان علمی شیعی در شهر کوفه بود. بسیاری از افراد این (خاندان) از اصحاب ائمه و راویان بزرگ و فقها بودهاند و کمتر شخصیتی از آنان است که ناقل حدیث نباشد. راویان اعین بالغ بر شصت تن بودهاند.(1) علامه بحرالعلوم با ذکر این نکته که مدایح آلاعین فراوان است، در وجه تمایز آنان با دیگر خاندانهای کوفه خصایص ذیل را عنوان کرده است: 1. بزرگترین خاندان شیعی؛ 2. عظیمالشأنترین آنها؛ 3. عالمترین خاندان به طوری که در میانشان محدّث و فقیه و ادیب و قاری فراوان بوده است؛ 4. دیرپایترین آنها، چه نخستین افراد این طایفه در عصر حضرت سجاد(ع) و آخرینشان در اوایل غیبت صغرا میزیستهاند.(2) آلاعین علاوه بر ربودن گوی سبقت در میادین دانش، در جنبههای سیاسی نیز فعالیت داشتند، به طوری که قرائن نشان میدهد خواب خوش را از چشمان حکام اموی و عباسی ربودند. حجاجبن یوسف ثقفی، وقتی برای زمامداری به عراق آمد، نگرانی خود را از این دودمان ابراز نمود: «با وجود یک مرد از آلاعین، حکومت برای ما هموار نمیشود.»(3) نژاد آلاعیندر این که این خاندان از چه نژادی است، اختلاف وجود دارد. برخی میگویند: جد آنان یعنی سُنْسُنْ از قبیله غسّان از نژاد عرب بود، که در صدر اسلام به روم رفت و در آنجا در مسلک راهبان درآمد. سُنْسُنْ فرزندی به نام اعین داشت. ظاهرا در جنگی که میان روم و مسلمانان صورت گرفت، اعین توسط مسلمانان اسیر شد، آنگاه یک نفر از قبیله بنیشیبان او را خریداری کرد، سپس تربیت و فرزندخواندهاش نمود. پس از مدتی اعین در سایه تربیت پدرخواندهاش قرآن را حفظ کرد و در ادبیات عرب چیره دست شد. روزی پدرخوانده به او گفت: آیا میخواهی از نظر نژادی تو را به قبیله خودم ملحق سازم؟ اعین نپذیرفت. زمانی که اعین بزرگ شد، سنسن از روم آمد و ملاقاتش کرد.(4) جمعی گویند: سنسن در اصل رومی بود. وقتی اعین اسیر شد و سنسن از جایگاهش اطلاع پیدا کرد، با گرفتن اجازه و اماننامه از مسلمانان چند بار به دیدار فرزندش شتافت.(5) عدهای با توجه به گزارشی گویند که اعین از مردم خطه فارس بود. پس از دیدار امیرالمؤمنین(ع) به دست حضرت اسلام آورد. میان راه با گروهی از بنیشیبان برخورد کرد. آنان پس از گرفتن پیمان «ولا»(6) او را آزاد کردند. اسامی خاندانبر کسانی که از نسل اعین پا به عرصه وجود نهاده بودند، اسامی ذیل اطلاق گردیده است: 1. آلاعین. 2. شَیبانی.(7) به سبب ارتباطی که میان اعین و قبیله بنیشیبان ایجاد شد، او و خاندانش به این قبیله منسوب شدند. 3. زراری. زراری یعنی منسوب به زارةبن اعین. نخستین بار این نسبت در کلام امام هادی(ع) خطاب به یکی از نوادگان بکیربن اعین به نام محمدبن سلیمان یا پدرش سلیمانبن حسنبن جهمبن بکیر، جد پدری ابوغالب دیده شد. امام به منظور حفظ جان او و رعایت تقیه، نام اصلیش را نبرد و او را به زراره، عالمترین شخصیت آلاعین منسوب ساخت تا تجلیلی از مقام شامخ زراره شده باشد. امام در این باره فرمود: زراری را خدا حفظ کند. از آن لحظه بر افراد این خاندان، زراری اطلاق گردید.(8) 4. بکریّون پیش از آن که عنوان زراری بر آلاعین اطلاق گردد، به بکریون مشهور بودند.(9) فرزندان اعیندر تعداد فرزندان اعین اتفاق نظر وجود ندارد. برخی آنان را هشت تن بدین اسامی میدانند: عبدالملک، حمران، زراره، بکیر، عبدالرحمان، قعنب، مالک و ملیک.(10) بعضی به جای دو نفر آخر، عبدالاعلی، عیسی، ضریس و سمیع را ذکر کردهاند.(11) عدهای به جای عیسی و عبدالاعلی، موسی و ملیک را ذکر نمودهاند.(12) اقوال دیگر، بین 12،(13) 16،(14) و 17(15) است. برخی در زمره فرزندان، دختری به نام «ام الاسود» را یاد کردهاند.(16) فضیلتهای عبدالملکنخستین شیعه آلاعینقبلاً گفتیم مسلّم است سنسن، جد عبدالملک راهب مسیحی بود. طبیعی بود اعین نیز مسیحی باشد. بر اثر جنگی که میان مسلمانان و روم رخ داد، اعین توسط مسلمانان اسیر شد. سپس یک نفر از قبیله بنی شیبان او را خرید و توسط او مسلمان شد. علامه شیخ محمد تستری گفته است اعین سنی بود و به تبع او، فرزندانش سنی بودهاند، سپس جمعی از آنان شیعه شدند.(17) بنابراین میتوان به نادرستی خبر علیبن سلیمان، عموی پدری ابوغالب زراری مبنی بر اینکه اعین از مردم خطه فارس بود که به قصد زیارت امیرالمؤمنین(ع) و مسلمان شدن توسط او وطنش را ترک کرد،(18) پیبرد. احتمال دیگر این است که اعین در آغاز شیعه و جزو دوستداران امیرالمؤمنین(ع) بود، ولی بعدا به واسطه فضای خفقان آلودی که خلفا به وجود آوردند، جزو کسانی شد که به حضرت پشت کرد و مذهب خود را عوض نمود. وقتی ازدواج کرد و دارای اولاد شد، آنان نیز به مسلک اهل تسنن گرایش پیدا کردند، ولی وقتی به رشد کافی رسیدند، بسیاری از آنان حقیقت را دریافتند و در مسلک دوستداران و شیعیان امیرالمؤمنین(ع) درآمدند. طبق برخی اخبار، نخستین شیعه آلاعین، عبدالملک بود. او توسط صالحبن میثم رهنمون گشت، سپس برادرش حمران به دست ابوخالد کابلی در این سلک درآمد. طبق گزارشی دیگر، نخستین فرزند اعین که پیرو آلعلی علیهمالسلام شد، امالاسود، خواهر عبدالملک بود. گویند ابوخالد کابلی در این اقدام مؤثر بود.(19) اکنون شایسته است به ویژگیهای عبدالملک بپردازیم: جایگاه عبدالملک نزد امام صادق(ع)برادر عبدالملک به نام زراره که از فقهای طراز اوّل شیعه در قرن دوم و سوم هجری بود گوید: امام صادق(ع) بعد از مرگ عبدالملک فرمود: «خداوندا! ما اهل بیت در نظر ابوضریس بهترین خلق تو بودیم. پس او را در روز قیامت در زمره محمد ـ که صلوات تو به او باد ـ قرار ده!» سپس امام فرمود: آیا او را در خواب دیدهای؟ عرض کردم: خیر. امام فرمود: سبحانالله! مثل ابوضریس کجاست؛ مانند او هنوز به دنیا نیامده است!(20) علامه مامقانی، رجالی قرن چهارده پس از نقل روایت فوق و بررسی روایات مختلف و کنکاش در گفتوگوی علما درباره عبدالملک گوید: «از دعای فراوان امام صادق(ع) در حق وی و فرستادن رحمت بر او و درخواست از خداوند مبنی بر قرار دادن عبدالملک در زمره آلمحمد(ص) در روز قیامت و این که فرمود: «مثل ابوضریس هنوز به دنیا نیامده است»، استفاده میکنیم عبدالملک فردی موثق بود، بلکه در اعلا درجه وثاقت بود، زیرا صدور چنین مدایح و واکنشهایی توسط امام در حق کسی که عادل و موثق و امین نیست، نامعقول میباشد، زیرا ائمه اطهار علیهمالسلام اهل مبالغه و مغالطه نبودند. مقصود امام از اینکه به طور مطلق فرمود: مثل عبدالملک هنوز زاده نشده است، مماثلت و مشابهت در ورع و تقوا و دیانت و صلاح است که مورد نظر خدا و رسول و ائمه و دیگر بندگان برگزیده الهی است. اگر امام(ع) مشابهت خاصی را در نظر داشت، حتما تصریح میکرد و وجه شباهت را بیان میفرمود. این مطلب بر کسانی که دارای ذوق و سلیقه درست و مستقیم هستند و لسان اهل بیت رحمت را میفهمند، پوشیده نیست. اگر به این سخنان، شهادت علمای بزرگ مبنی بر مستقیم و پایدار بودن عبدالملک در دین و مذهب، و گواهی امام باقر(ع) را که «عبدالملک از نجات یافتگان و سرپرست مردم و خزانهداران در وقت ظهور امام زمان(ع) است،» اضافه کنیم، تردیدی باقی نمیماند که او را در شمار شخصیتهای عادل و موثق عنوان کنیم.»(21) صحابی خاص امام باقر(ع) و امام صادق(ع)تا شخصیت کسی مورد قبول ائمه(ع) نبود، با او ارتباط نزدیک برقرار نمیکردند و با وی درباره موضوعات و مسائل مهم عقیدتی یا سیاسی سخن نمیگفتند و اسرار ولایت را مطرح نمیکردند. اگر از روایات، دلایل و قراینی بر ارتباط تنگاتنگ میان راوی و امام وجود داشته باشد، و نیز با دقت در مطالب و اسراری که امام با او در میان گذارده، میتوان به شخصیت و عظمت راوی پیبرد؛ هر چند به طور صریح از او تعریف و تمجیدی در کتب رجال و نگاشتههای تذکره نویسان یافت نشود. قراینی وجود دارد که عبدالملک از یاران خاص امام باقر(ع) و امام صادق(ع) بود و ایشان اعتماد زیادی بدو داشتند و در مورد مسائل مهم با او به گفتوگو مینشستند. در روایتی آمده است عبدالملک پرسشهای زیادی از امام صادق(ع) نمود که میتوان فهمید پارهای از سئوالات وی مربوط به امامت بوده، و این نمایانگر اعتماد امام به اوست و جایگاه وی را نزد حضرت مینمایاند. در این روایت از گمراهی اصحاب پس از وفات پیامبر(ص) صحبت شده است. تصریح به چنین موضوعی در عصر اختناق، از سخنان غیر قابل بخشش بود و کیفر سختی داشت. حارثبن مغیره گزارشگر مورد نظر گوید: عبدالملکبن اعین که در حال گفتوگو با امام صادق(ع) بود، پرسشهای زیادی کرد تا آن که گفت: بنابراین همه مردم هلاک شدند؟ امام فرمود: «آری؛ به خدا سوگند، ای پسر اعین همه مردم هلاک شدند.» عبدالملک پرسید: ساکنان مشرق و مغرب زمین؟ امام فرمود: «شرق و غرب به گمراهی فتح شد.(22) آری، به خدا قسم! همگی مردم هلاک گشتند جز سه تن: سلمان فارسی و ابوذر و مقداد. بعد عمار و ابوساسان انصاری و حذیفه و ابوعمره بدانها ملحق و در مجموع هفت تن شدند.(23) شاهد بعدی خبر ذیل است که امام باقر(ع) تعدادی از آثار امیرالمؤمنین(ع) را که از علوم مخفی و اسرار اهل بیت(ع) به شمار میآید، به عبدالملک نشان میدهد و نظر او را درباره علت نوشتن آنها سئوال میکند. عبدالملک با درایت و بینش، پاسخ را تقدیم میکند: عبدالملک گوید: زمانی امام باقر(ع) تعدادی از کتابهای علی(ع) را به من نشان داد. سپس فرمود: «به چه دلیلی او اینها را نگاشته است؟» عرض کردم: آیا عقیدهام را در این باره بیان کنم؟ امام فرمود: «آری.» عرض کردم: حضرت میدانست قائم شما روزی قیام میکند. از این رو دوست داشت او به آنچه در آن کتابهاست، عمل کند.(24) امام فرمود: «صحیح است.»(25) قرینه دیگر روایاتی است که به واسطهگری عبدالملک در رساندن مسائل مردم به امام و ارسال پاسخها اشاره دارد که گویای اعتماد امام به این شخصیت بزرگ است. شاید بتوان از شواهد استفاده بیشتری کرد و گفت که او یکی از وکلای ایشان در شهر کوفه بوده که به مسائل فقهی ـ کلامی مردم پاسخ میگفته، جمعآوری وجوه شرعی نیز به دست با کفایت او انجام میپذیرفته است. یکی از نشانههای این ادعا، نامه مهم عبدالرحیم قصیر به امام صادق(ع) به خط عبدالملک و پاسخ آن توسط حضرت به دست عبدالملک است. این نامه یکی از ذخایر ارزشمند شیعی است، چون در آن به مهمترین عقاید کلامی آن عصر اشاره شده است. از برخی روایات استنباط میشود عبدالملک علاوه بر علاقه وافر به امام باقر(ع) و امام صادق(ع) و دیگر ائمه هدی، عاشق امام مهدی(ع) فرجه بود و در انتظار ظهور حضرت به سر میبرد. در گزارش ابوبکر حضرمی میخوانیم: عبدالملکبن اعین گفت: هنگامی که نزد ابوجعفر باقر(ع) بودم، یاد امام زمان افتادم. ایستادم و گریستم و عرض کردم: امیدوارم در حالی که توان دارم، ظهور حضرت را دریابم.(26) علیبن سعید گوید: نزد امام صادق(ع) نشسته بودم. کنار حضرت، محمدبن عبداللهبن علی بود. در آن مجلس عبدالملکبن اعین و... بودند... . امام رو به ما کرد و فرمود: بشارت باد شما را! آیا به این راضی نیستید که در روز قیامت به علی متمسک شدهاید و علی به رسول خدا(ص) متمسک شده است؟(27) از روایت فوق مقام والای اهل مجلس از جمله عبدالملک به دست میآید. عبدالملکبن اعین و چهار برادر دیگرش یعنی زراره و حمران و بکیر و عبدالرحمان از یاران سرشناس و برگزیده حضرت باقر و امام صادق علیهماالسلام بودند. آنان برای فراگیری علوم اهل بیت رنج سفرهای طاقتفرسای آن عصر را بر خود هموار کردند و دائما مسافت زیاد میان کوفه تا مدینه را طی مینمودند. حاصل این تلاشها آن شد که هر یک از این پنج فرزانه، به مقام شامخی در دانش دست یافتند. در گزارشی از «ربیعة الرأی» آمده است که به امام صادق عرض کردم: آن چند برادر که از عراق به محضرتان میآیند و من بهتر از آنان و مهیاتر برای فراگیری علوم در یاران شما ندیدهام، کیستند؟ امام فرمود: «آنان [ فرزندان سرشناس اعین] اصحاب پدرم هستند».(28) حسینبن موسی گوید: در سالی امام صادق(ع) با اصحاب خویش به مکه شرفیاب شد و از حال عبدالملکبن اعین پرسش نمود و فرمود: «آیا او از دنیا رفت؟» عرض کردم: آری... امام فرمود: «پس بیا با ما تا بر سر قبرش برویم و برای او دعا کنیم.(29) از این خبر فهمیده میشود قبر عبدالملک در مکه است،(30) ولی طبق تصریح شیخ صدوق، قبر وی در مدینه است و امام صادق(ع) و اصحابش به زیارت او رفتند.(31) عبدالملک در منظر اهل سنتعلما و بزرگان سنی درباره عبدالملک ابراز نظرهای گوناگون کردهاند. برخی چون ابوحاتم و ابنحبان و عجلی او را از شیعیان نیکو و صالح الحدیث و مورد اعتماد و صدوق دانستهاند. و جمعی چون ابنمعین و سفیانبن عیینه (سفیان ثوری) او را فردی خبیثالقول و بیارزش عنوان نمودهاند.(32) با دقت در عبارات مذمت کنندگان و ریشه یابی آن، میتوان فهمید عبدالملک تنها به سبب شیعه بودن و دوستی با خاندان اهل بیت نکوهش شده است. برای همین بخاری در صحیح تنها یک حدیث از او نقل کرده است.(33) تنها نکتهای که از سوی شیعه در نکوهش عبدالملک عنوان شده، روایتی است از گفتوگوی او با امام صادق(ع) که گویند از جسارت و بیادبی او حکایت میکند. در این روایت میخوانیم: ابوعبداللّه (امام صادق) به عبدالملکبن اعین فرمود: «چرا نام فرزندت را ضریس نهادی؟» عبدالملک گفت: چرا پدرتان شما را جعفر نام نهاد؟ امام فرمود: «جعفر نام نهری در بهشت است، اما ضریس نام شیطان است.»(34) شهید ثانی و شیخ حسن، فرزند او و مامقانی، روایت فوق را معتبر نمیدانند، زیرا در سند آن «علیبن عطیه» وجود دارد.(35) بر فرض صحت سند، نمیتوان به جسارت عبدالملک حکم کرد، زیرا شاید در حال شوخی با امام بوده است.(36) گستره دانشبه تعبیر مامقانی عبدالملکبن اعین از «خُلّص شیعه» بود. او از یاران نزدیک امام باقر(ع) و امام صادق(ع) محسوب میشود و به تنهایی یا با برادرانش بارها برای دیدار ائمه به مدینه رفته و از محضر پرفیضشان بهره برده بود. به طور طبیعی بایستی دستاوردهای علمی فراوانی از عبدالملک در منابع و جوامع روایی و تاریخی داشته باشیم، اما از وی روایات اندکی باقی مانده، علت آن مشخص نیست. اما به احتمال میتوان گفت شاگردان مخالف او نظیر عبدالرحمانبنمهدی و ابنعیینه و سفیان ثوری روایات استاد را به دیگران منتقل نکرده، با آتش کینه و حسد سوزاندند.(37) احتمال دیگر آن است که چون عبدالملک کاتب و ملازم امامان بود، کمتر فرصت پیدا میکرد به تدریس و انتقال یافتههایش و نقل آنها بپردازد.(38) با توجه به آنکه عبدالملک از شیعیان خلص ائمه(ع) بود، شاید بتوان استنباط کرد قسمت زیادی از یافتههای وی مربوط به اسرار ولایت است و چون او کمتر کسی را شایسته درک و پذیرش آنها میدید، از انتقال مطالب خویش خود داری مینمود. عامل احتمالی دیگر کوتاهی راویان بوده که گفتوگوهای او با امامان را ضبط نکردهاند و یا چون در نظرشان کم اهمیت بوده، توجهی به آن ننمودهاند. علت دیگر که در مورد بیشتر راویان وجود داشته و موجب گشته از آنان احادیث کمتری داشته باشیم، جو سیاسی نامناسب آن عصر بوده است. او در بخش نجوم هم تحقیقاتی داشت و احتمالاً کتاب یا کتابهایی تألیف کرده بود. برای همین شیخ عباس قمی از او به عنوان آگاهان علم نجوم یاد کرده است،(39) ولی چون به مقتضای علم خود عمل مینمود و این امر باعث شده بود در زندگیش اختلالاتی ایجاد گردد، دست به دامان امام صادق(ع) برد. خود در اینباره گوید: به امام صادق(ع) عرض کردم: من گرفتار علم نجوم شدهام. وقتی میخواهم کاری انجام دهم، به طالع مینگرم اگر بد باشد، حاجتم را رها میسازم و اگر طالع را خوب ببینم، در پی انجام کارم برمیآیم. امام فرمود: «حکم میکنی؟» عبدالملک عرض کرد: آری. امام فرمود «کتابهایت را بسوزان».(40) اساتیدطبق سخن مامقانی، رجالی معروف سده چهاردهم هجری بیشتر روایات عبدالملک از امام باقر(ع) و امام صادق(ع) است.(41) بنابراین، شخصیت علمی وی به دست آن دو بزرگوار رقم زده شده بود. دیگر کسانی که عبدالملک از محضرشان بهرهمند گشته و روایت نقل کرده، عبارتنداز: 1. ابوبشیر.(42) 2. سلیمانبن خالد.(43) ابوربیع هلالی، معروف به سلیمانبن خالد از قاریان و فقها و بزرگان عصر امام باقر(ع) و امام صادق(ع) بود و از جمله اصحاب جناب زیدبن علی(ع) در قیام وی در کوفه به شمار میآمد. در این جنگ دست سلیمان توسط دشمن قطع گردید.(44) 3. ابوحرببن ابوالاسود دئلی.(45) 4. ابوعبدالرحمن سلمی.(46) ظاهرا وی عبداللهبن حبیب سلمی است که از یاران امام علی(ع) به شمار میآمد و یکی از فرزانگان تاریخ شیعه و شخصیتهای قابل اعتماد بود. او 105 هجری در 90 سالگی از دنیا رفت.(47) 5 . شقیقبن سلمه اسدی (ابووائل)(48) 6. عبداللهبن شدادبن هاد. وی از اصحاب بزرگ امیرالمؤمنین(ع) بود. امام صادق(ع) درباره کرامت امام حسین(ع) نسبت به شداد فرمود: «هنگامی که شداد به تب شدیدی دچار شد، حسینبن علی به عیادتش رفت، به محض این که داخل منزلش شد، تب از شداد رخت بربست.»(49) شداد به سال 81 یا 82 هجری از دنیا رفت. 7. عبدالرحمنبن ادْینه.(50) 8 . صالحبن میثم. ابوغالب زراری در یکی از گزارشهای خود گوید: عبدالملک نخستین شخص از آلاعین بود که شیعه و دوستدار اهل بیت عصمت و طهارت شد. او به واسطه صالحبن میثم در این مسیر قدم برداشت.(51) شاگردان و راویانشخصیتها و کسانی که از محضر عبدالملک بهرهمند شده و روایاتی ازاو نقل کردند، کم نیستند، ولی تاریخ همه آنها را ثبت نکرده است. برخی عبارتنداز: 1. برادر وی،(52) زراره. وی از فقهای طراز اوّل امام باقر(ع) و امام صادق(ع) بود. زراره از جمله مصادر و مراجع شناخت فقه شیعه است.(53) 2. یونسبن عبدالرحمان.(54) ابومحمد یونسبن عبدالرحمن از بزرگان و فقهای به نام شیعه در عصر امام کاظم و امام رضا علیهماالسلام بود. حضرت رضا(ع) اصحابش را در اخذ علم و فتوا بدو راهنمایی کرد. به علاوه وی افتخار داشت وکیل حضرت باشد. این شخصیت برجسته شیعی، آثار زیادی به رشته تحریر درآورد.(55) برخی گویند: یونس از شاگردان عبدالملک نیست، زیرا عبدالملک در زمان امام صادق(ع) از دنیا رفت و یونس گرچه زمان حضرت را درک کرد، اما در سنی نبود که بتواند از آن امام یا دیگران روایت نقل کند.(56) 3. ابنبکیر.(57) ظاهرا مقصود، عبداللهبن بکیر از «اصحاب اجماع»(58) است. عبدالله برادرزاده عبدالملک و از راویان بزرگ به شمار میآید ولی «فَطَحی»(59) مذهب(60) بود. 4. عبداللهبن محمد حضرمی.(61) وی از اصحاب امام باقر(ع) و امام صادق(ع) بود.(62) 5. حریز.(63) ظاهرا وی حریزبن عبدالله سجستانی است. وی از کوفه بود، لیکن به سبب مسافرتهای تجاری که به سجستان (سیستان) نمود، به این نام مشهور شد. یونسبن عبدالرحمان گوید: حریز از امام صادق(ع) بیش از دو حدیث نشنیده است.(64) شیخ طوسی درباره او گوید: حریز فردی مورد اطمینان بود. از جمله آثار او «کتاب الصلاة» است.(65) شیخ مفید گوید: حریز به سیستان کوچ کرد و در همانجا به دست خوارج به قتل رسید. در آن زمان غالب ساکنان آن ناحیه از خوارج بودند. وقتی حریز توسط یاران خویش اطلاع یافت خوارج سیستان، امیرالمؤمنین(ع) را ناسزا میگویند، آنان را مهدورالدم اعلام کرد. در پی آن، هر روز چند تن از خوارج توسط یاران حریز ترور شدند.(66) 6. سیفبن عمیره. وی از یاران امام صادق(ع) و امام کاظم(ع) و از روات موثق بود، اما واقفی مذهب بود. 7. مثنیبن ولید. مثنی از اصحاب حضرت صادق(ع) بود و کتابی روایی داشت.(67) 8. عبیدبن زراره. وی از راویان امام صادق(ع) و شخصیتی ارجمند بود.(68) 9. حارثبن مغیره. وی از یاران امام صادق(ع) و امام کاظم(ع) و شخصیتی عالیقدر بود و از آن دو بزرگوار و جناب زیدبنعلی روایت دارد.(69) 10. جعفربن مثنی.(70) 11. لیثبن بختری مرادی. او از فقها بود. امام صادق(ع) او را از «اوتاد زمین» و برپا کنندگان قسط و راستی و «السابقون السابقون» و حافظان دین دانسته است.(71) 12. حمادبن عثمان. ظاهرا مقصود، حمادبن عثمان ناب از اصحاب اجماع است. این عالم عظیمالشأن از راویان حضرت صادق و حضرت کاظم و حضرت رضا علیهماالسلام بود. حماد و جعفر و حسین برادران وی همگی از علما و فضلا و برگزیدگان از اصحاب بودند.(72) 13. محمدبن اسحاقبن یسار.(73) 14. سفیان ثوری. وی از اصحاب و شاگردان امام صادق(ع) بود ولی به ولایت ائمه اعتقاد نداشت و در صف مخالفان آن بزرگواران بود. وی دارای مذهب خاصی بود، ولی از آنجا که حکومت وقت او را مورد پشتیبانی قرار نداد، مذهبش دوام چندانی نیافت و منقرض گردید.(74) 15. سفیانبن عیینه. گر چه ابنعیینه از شاگردان امام صادق(ع) بود، اما به ولایت ایشان و سایر امامان اعتقاد نداشت. از اینرو امام او را در زمره کسانی بر شمرد که به مرگ جاهلی میمیرند.(75) ابنعیینه دارای مذهب خاصی بود، ولی با خلیفه ملایم نبود. از همین رو پیروان کمی داشت و مذهبش تا قرن چهارم هجری بیشتر دوام نیاورد.(76) 16. عبدالملکبن ابی سلیمان. وی از فقها و بزرگان اهل سنت است.(77) 17. اسماعیلبن سمیع.(78) 18. عبدالرحمنبن مهدی. وی از حافظان بزرگ قرآن و فقهای مشهور و راویان معروف اهل تسنن است. شافعی در توصیفش گفته است: مانندی برای او سراغ ندارم. گویند وی 000/20 روایت از حفظ داشت.(79) 19. ابووائل.(80) پینوشتها:1. ابیغالب الزراری، رسالة ابیغالب الزراری و تکملتها لابی عبدالله الغضائری، تحقیق محمدرضا حسینی، (قم، مرکز البحوث و التحقیقات الاسلامیة، بیتا) ص 114؛ مقدمه همان رساله، ص 41. 2. همان، ص 41 و 42. 3. همان. 4. همان، ص 128 و 129. 5. همان. 6. شیخ طوسی میفرماید: هنگامی که دو نفر عقد موالات امضا میکنند و یکی از آنان به دیگری میگوید: با تو پیمان میبندم که یاریم کنی و تو را یاری میکنم و از من دفاع کنی و از تو دفاع کنم، و جریمه جنایتم را خاندانت عهدهدار شوند و خاندان من نیز جریمه جنایت تو را بپذیرند و از من ارث ببری و از تو ارث ببرم، این عقد صحیح است. (ر.ک: حاشیه ص 191 از تکمله رساله ابیغالب الزراری). 7. شیبانی نام قبیلهای معروف در بکربن وائل است. عبدالکریم سمعانی، الانساب، تقدیم و تعلیق بارودی، چاپ اول، (بیروت، دارالکتب العلمیه، 1408ه) ج 3، ص 482. 8. محمدرضا حسینیجلالی، معجم الاعلام من آلاعین الکرام، (ملحق به رسالة ابیغالب الزراری). 9. همان، ص 117. 10. الرسالة ابیغالب الزراری، ص 129 و 130. 11. همان، ص 190 و 191. 12. همان، ص 138. 13. همان، ص 189. 14. همان. 15. همان، ص 139 و 189. 16. همان، ص 130. 17. شیخ محمدتقی تستری، قاموس الرجال، تحقیق مؤسسة النشر الاسلامی، چاپ دوم، (قم، مؤسسة النشر الاسلامی، 1410ه) ج 2، ص 172. 18. تکملة رسالةابی غالب الزراری، ص 191 ـ 192. 19. رسالة ابیغالب الزراری، ص 130 و 135. 20. شیخ عبدالله مامقانی، تنقیح المقال، (نجف اشرف، المطبعة المرتضویة، 1352ه) ج 2، ص 228. 21. همان. 22. شاید اشاره به یکی از اثرات منفی فتوحات در عصر خلفا باشد. 23. محمدبن محمدبن نعمان عکبری بغدادی الملقب بالشیخ المفید، الاختصاص، تصحیح و تعلیق غفاری، (قم، مکتبةالزهراء(ع)، 1402ه) ص 5 ـ 6؛ ثقة الاسلام محمد کلینی، الکافی، تصحیح غفاری، چاپ سوم، (بیروت، دارصعب و دار التعارف، 1401ه) ج 8، ص 253. 24. ظاهرا یعنی امام علی(ع) نیازمندیهای حضرت حجت(ع) را به هنگام ظهورش در آن کتابها ابراز نموده است. 25. علامه محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، تصحیح ربانی شیرازی، (تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1388ه) ج 26، ص 51. 26. همان، ج 52، ص 335. 27. همان، ص 40 ـ 41. 28. تنقیح المقال، ج 2، ص 228. 29. ملاعلی علیاری، بهجة الآمال، تصحیح مسترحمی (تهران، بنیاد فرهنگ اسلامی کوشانپور، 1363) ج 5، ص 305. سند و متن این روایت به صورتهای دیگری نیز گزارش شده است. شیخ طوسی در استبصار، تحقیق سیدحسن موسویخرسان، چاپ سوم (تهران، دار الکتب الاسلامیه، 1390ه) ج 1، ص 483 و تهذیب الاحکام، تحقیق سیدحسن موسویخرسان، چاپ دوم (بیروت، دارصعب و دارالتعارف، 1401ه) ج 3، ص 202، خبر فوق را به عبداللهبن اعین مربوط دانسته است، ولی برخی گویند: چون وجود شخصی به نام مزبور ثابت نشده است، باید جریان فوق به عبدالملکبن اعین ارتباط داشته، و در آن دو کتاب، اشتباهی رخ داده شده باشد. قاموس الرجال، ج 6، ص 254 و ج 7، ص 11. 30. همان. 31. تنقیح المقال، ج 2، ص 228. 32. ابنحجر عسقلانی، تهذیب التهذیب، چاپ اول (بیروت، دارالفکر، 1404ه) ج 6، ص 343؛ عبدالرحمن رازی، الجرح و التعدیل (بیروت، دار احیاء التراث العربی، بیتا) ج 5، ص 343؛ محمد ذهبی، میزان الاعتدال، تحقیق بجاوی (بیروت، دارالفکر، بیتا) ج 2 ،ص 651 و 652. 33. ابنحجر عسقلانی، هدی الساری، مقدمة فتح الباری، طبع مصححة علی عدة نسخ و عن النسخة التی حقق اصولها و اجازها عبدالعزیزبن عبداللهبن باز، (بیروت، دارالفکر، 1411ه) ص 592. 34. علامه محمد اردبیلی، جامع الرواة (قم، مکتبة المصطفوی، بیتا) ج 1، ص 519؛ تنقیح المقال، ج 2، ص 228. 35. همان. 36. شیخ عباسقمی، تحفة الاحباب، تحقیق حسینی، چاپ اول، (تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1370) ص 292. 37. وی شاگردان موافق و شیعی هم داشته است. 38. اگر بپذیریم عبدالملک از ملازمان همیشگی حضرت صادق(ع) بوده، نمیتوانیم قبول کنیم او وکیل حضرت محسوب میشده، زیرا وکلا در منطقهای به دور از محل سکونت امام به رتق و فتق امور شرعی و مسائل مذهبی مردم میپرداختند. 39. شیخ عباس قمی، سفینة البحار، چاپ اول (قم، نشر اسوه، 1414ه) ج 6، ص 89. 40. ابوجعفر صدوق، من لایحضره الفقیه، تحقیق موسویخرسان (بیروت، دار صعب و دار التعارف، 1401ه) ج 2، ص 175. (با تصرف). 41. تنقیح المقال، ج 2، ص 228. 42. همان؛ جامع الرواة، ج 2، ص 369. 43. تنقیح المقال، ج 2، ص 228. 44. جامع الرواة، ج 1، ص 378. 45. فضلبن شاذان، الایضاح، تحقیق ارموی، چاپ اول (تهران، دانشگاه تهران، 1351ش) ص 367. 46. تهذیب التهذیب، ج 6، ص 343. 47. جامع الرواة، ج 2، ص 397. 48. هدی الساری، مقدمة فتح الباری، ص 592؛ جمالالدین یوسف مزی، تهذیب الکمال، تحقیق احمدعلی عبید و حسن احمد آغا (بیروت، دارالفکر، 1414ه) ج 8، ص 388. 49. تهذیب التهذیب، ج 5، ص 222 و ج 6، ص 343؛ جامع الرواة، ج 1، ص 492. 50. تهذیب التهذیب، ج 6، ص 343. 51. رسالة ابیغالب الزراری، ص 135. طبق گزارش دیگر ابوغالب، نخستین شیعه آلاعین، خواهر عبدالملک به نام اماسود بود. 52. تنقیح المقال، ج 2، ص 228؛ بحار الانوار، ج 26، ص 51 و ج 76، ص 27. 53. آیتالله جعفرسبحانی، کلیات فی علم الرجال، چاپ دوم (قم، مرکز مدیریت حوزه علمیه قم، 1408ه) ص 174 و 196. 54. آیتالله سیدابوالقاسم خویی، معجم رجال الحدیث، چاپ چهارم (قم، مرکز نشر آثار شیعه، 1410ه) ج 20، ص 330. 55. سیدحسن صدر، تأسیس الشیعه، (بیجا، مرکز النشر و الطباعة العراقیة المحدودة، بیتا) ص 318 و 328؛ ابوالعباسالنجاشی، رجال نجاشی، تحقیق سیدموسی شبیری زنجانی، چاپ چهارم (قم، مؤسسة النشر الاسلامی، 1413ه) ص 446 ـ 448. 56. قاموس الرجال، ج 7، ص 11. 57. بحارالانوار، ج 14، ص 488. 58. عنوان «اصحاب اجماع» بر هجده تن از فقهای عصر امام باقر تا امام رضا (علیهم السلام) اطلاق میگردد. آنان گروهی بودند که علما به جلالت قدر و عظمتشان گواهی داده و کلیه روایاتشان را قبول کردهاند. ر.ک: کلیات فی علم الرجال، ص 174 به بعد. 59. فطحیه کسانی بودند که امامت حضرت کاظم(ع) را قبول نداشتند و بزرگترین فرزند امام صادق(ع) یعنی عبدالله را پیشوای مسلمانان میدانستند. ر.ک: جامع الرواة، ج 2، ص 546. 60. همان، ج 1، ص 473. 61. قطبالدین راوندی، الخرائج و الجرائح، تحقیق مؤسسة الامام المهدی(ع)، چاپ اول (قم، مؤسسة الامام المهدی(ع)، 1409ه) ج 2، ص 839. 62. جامع الرواة، ج 1، ص 501؛ ج 2، ص 369. 63. معجم رجال الحدیث، ج 11، ص 409. 64. ر.ک: رجال النجاشی، ص 144 ـ 145. 65. شیخ ابوجعفرمحمد طوسی، الفهرست، تصحیح و تعلیق محمدصادق آلبحرالعلوم (بیجا، المکتبة المرتضویة و مطبعتها، بیتا) ص 62 ـ 63. 66. جامع الرواة، ج 1، ص 395. 67. معجم رجال الحدیث؛ ج 11، ص 409؛ جامع الرواة ج 2، ص 40. 68. معجم رجال الحدیث؛ ج 11، ص 410؛ بحارالانوار، ج 76، ص 26؛ جامع الرواة؛ ج 1، ص 524. 69. الاختصاص، ص 5 و 6؛ الکافی، ج 8، ص 253؛ جامع الرواة، ج 1، ص 175. 70. الاستبصار، ج 4، ص 152. 71. تنقیح المقال، ج 2، ص 228؛ جامع الرواة، ج 1، ص 519 و ج 2، ص 34 و 35. 72. بحار الانوار، ج 44، ص 236؛ جامع الرواة، ج 1، ص 271. 73. تهذیب الکمال، ج 8، ص 388. 74. تهذیب التهذیب، ج 6، ص 343؛ الجرح و التعدیل، ج 5، ص 343؛ اسدحیدر، الامام الصادق و المذاهب الاربعة، چاپ دوم (بیروت، دارالکتاب العربی، 1390ه) ج 1، ص 154 ـ 155. 75. تهذیب التهذیب، ج 6، ص 343؛ جامع الرواة، ج 1، ص 367. 76. الامام الصادق و المذاهب الاربعة، ج 1، ص 155. 77. تهذیب التهذیب، ج 6، ص 343؛ محمد ذهبی، سیر اعلام النبلاء، تحقیق حسین اسد، چاپ هفتم (بیروت، مؤسسة الرسالة، 1410ه) ج 6، ص 107 ـ 109. 78. اسماعیل بخاری، التاریخ الکبیر (بیروت، دارالکتب العلمیه، بیتا) ج 5، ص 405. 79. هدی الساری، مقدمة فتح الباری، ص 592. درباره او و مقام علمی و عبادیش ر.ک: سیر اعلام النبلاء، تحقیق علی ابوزید، ج 7، ص 192 به بعد. 80. الجرح و التعدیل، ج 5، ص 343. منابع:ـ ابن شاذان، فضل، الایضاح، تحقیق ارموی، چاپ اول (تهران، دانشگاه تهران، 1351ش). ـ اردبیلی، محمد، جامع الرواة (قم، مکتبة المصطفوی، بیتا). ـ بخاری، اسماعیل، التاریخ الکبیر (بیروت، دارالکتب العلمیه، بیتا). ـ تستری، محمدتقی، قاموس الرجال، تحقیق مؤسسة النشر الاسلامی، چاپ دوم (قم، مؤسسة النشر الاسلامی، 1410ه). ـ حیدر، اسد، الامام الصادق و المذاهب الاربعة، چاپ دوم (بیروت، دارالکتاب العربی، 1390ه). ـ خویی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، چاپ چهارم (قم، مرکز نشر آثار شیعه، 1410ه). ـ ذهبی، محمد، سیر اعلام النبلاء، تحقیق حسین اسد، ج 6 و تحقیق ابوزید، ج 7، چاپ هفتم (بیروت، مؤسسة الرسالة، 1410ه). ـ ــــــــــــــــــ ، میزان الاعتدال، تحقیق بجاوی (بیروت، دارالفکر، بیتا). ـ رازی، عبدالرحمن، الجرح و التعدیل (بیروت، دار احیاء التراث العربی، بیتا). ـ راوندی، قطبالدین، الخرائج و الجرائح، تحقیق مؤسسة الامام المهدی (ع)، چاپ اول (قم، مؤسسة الامام المهدی(ع)، 1409ه). ـ زراری، ابیغالب، رسالة ابی غالب الزراری و تکملتها لابی عبدالله الغضائری، تحقیق محمدرضا حسینی، (قم، مرکز البحوث و التحقیقات الاسلامیه، بیتا). ـ سبحانی، جعفر، کلیات فی علم الرجال، چاپ دوم (قم، مرکز مدیریت حوزه علمیه قم، 1408ه). ـ سمعانی، عبدالکریم، الانساب، تقدیم و تعلیق بارودی، چاپ اول (بیروت، دارالکتب العلمیه، 1408ه). ـ صدر، سیدحسن، تأسیس الشیعه (بیجا، مرکزالنشر و الطباعة العراقیة المحدودة، بیتا). ـ صدوق، ابوجعفر، من لایحضره الفقیه، تحقیق موسوی خرسان (بیروت، دارصعب و دارالتعارف، 1401ه). ـ طوسی، محمد، الاستبصار، تحقیق موسویخرسان، چاپ سوم (تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1390ه). ـ ــــــــــــــــــــ ، الفهرست، تصحیح و تعلیق محمدصادق آلبحر العلوم (بیجا، المکتبة المرتضویة و مطبعتها، بیتا). ـ ــــــــــــــــــــ ، تهذیب الاحکام، تحقیق موسویخرسان، چاپ دوم (بیروت، دارصعب و دارالتعارف، 1401ه). ـ عسقلانی، ابنحجر، تهذیب التهذیب، چاپ اول (بیروت، دارالفکر، 1404ه). ـ ــــــــــــــــــــــــــ ، هدی الساری، طبع مصححة علی عدة نسخ و عن النسخة التی حقق اصولها و اجازها عبدالعزیزبن عبداللهبن باز (بیروت، دارالفکر، 1411ه). ـ علیاری، ملاعلی، بهجة الآمال، تصحیح مسترحمی (تهران، بنیاد فرهنگ اسلامی کوشانپور، 1363). ـ قمی، عباس، تحفة الاحباب، تحقیق حسینی، چاپ اول (تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1370). ـ ــــــــــــــــ ، سفینة البحار، چاپ اول (قم، نشر اسوه، 1414ه). ـ کلینی، محمد، الکافی، تصحیح غفاری، چاپ سوم (بیروت، دارصعب و دارالتعارف، 1401ه). ـ مامقانی، عبدالله، تنقیح المقال (نجف اشرف، المطبعة المرتضویة، 1352ه). ـ مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، تصحیح ربانی شیرازی (تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1388ه). ـ مزی، یوسف، تهذیب الکمال، تحقیق احمدعلی عبید و حسن احمد آغا (بیروت، دارالفکر، 1414ه). ـ مفید، محمدبن محمدبن نعمان عکبری بغدادی، الاختصاص، تصحیح و تعلیق غفاری (قم، افست مکتبة الزهراء(ع)، 1402ه). ـ نجاشی، ابوالعباس، رجال النجاشی، تحقیق سیدموسی شبیری زنجانی، چاپ چهارم (قم، مؤسسة النشر الاسلامی، 1413ه). |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 23:38 توسط خادمین اهل بیت |
|
|
امام باقر علیهالسلام از نگاه دانشمندان اهل سنّت
ابن حجر هَیْثَمی از متعصّبان اهل سنّت درباره امام باقر علیهالسلام مینویسد: «ابو جعفر محمّدٌ الباقر سُمِّی بذالک مِنْ بَقَرَ الاَْرضَ ای شَقَّها وَ آثارَ مُخْبَئاتِها وَ مَکامِنها فلذالک هُوَ اَظْهَرَ مِنْ مُخْبَئاتِ کُنُوزِ المعارِف و حقائق الاحکام ما لایخفی الاّ علی مُنْطَمِسِ الْبَصیرة اَو فاسِدِ الطّویّة وَ مِنْ ثمّ قیل فیه هو باقِرُ العلم وَ جامعه و شاهِرُ علمِه وَ رافِعُهُ؛ لقب باقر برای ابو جعفر محمّد باقر برگرفته از شکافتن زمین و بیرون آوردن گنجهای پنهان آن است، بدین جهت که او از گنجهای پنهان معارف و حقایق احکام آن قدر آشکار ساخت که جز بر افراد بیبصیرت و دلهای ناپاک پوشیده نیست و از این جاست که وی را شکافنده و جامع دانش و نشر دهنده و بر افرازندهی علم خویش نامیدهاند. وی سپس به شخصیّت امام در بعد عرفان اشاره میکند و میگوید: «و لَهُ من الرّسوخ فی مقامات العارفین ما یکلُّ عنه اَلْسِنَةُ الواصفین و له کلماتٌ کثیرةٌ فی السلوک و المعارف لا تَحتَمِلُها هذه الْعِجالة؛ و برای او از استواری و ثبات در مراحل سلوک عرفانی منزلتی است که وصف کنندگان از بیان آن عاجزند و در زمینهی این سلوک و معارف دارای کلمات فراوانی است که فرصت، مجال طرح آن را نمیدهد.» [1] عبدالله عطاء مکّی از دانشمندان عصر امام میگوید: «هیچ گاه دانشمندان را از نظر علمی بدان سان که نزد امام محمد باقر علیهالسلام بودند کوچک و حقیر نیافتم. دیدم حکم ابن عُتَیبَه را با همهی زیادی علم و منزلتی که در نزد مردم داشت، در مقابل آن حضرت همانند کودکی بود که در مقابل معلّم خویش نشسته باشد.» [2] «جاحظ» دیگر دانشمند برجستهی اهل سنّت آفاق زیبا و بلندای کلام حکیمانهی امام باقر علیهالسلام را این گونه ترسیم میکند: «قد جَمَع محمّد ابن علی ابن الحسین علیهمالسلام صلاح حال الدّنیا بِحذافیرها فی کلمتین فقال: ,صلاح جمیع المعایش وَ التّعاشر مِلاُْ مکیال: ثلثان فِطْنَة و ثُلُثُه تغافلٌ،؛ محمّد ابن علیّ ابن الحسین مصلحت تمامی زندگی دنیا را در دو کلمه جمع نموده و فرموده است: ,صلاح همهی زندگیها و روابط و معاشرت «با دیگران» در پر نمودن پیمانهای است که دو سوّم آن هوش و فراست و زیرکی و یک سوّم آن تغافل (و خود را به غفلت زدن در بعضی از امور) است.»، [3] قتاده فقیه بصره به امام باقر علیهالسلام گفت: «بخدا سوگند من در نزد فقیهان و ابن عبّاس نشستهام امّا اضطراربی که در نزد شما دارم، در نزد هیچ یک از آنان نداشتهام. فقال له ابو جعفر علیهالسلام اَتَدْری این اَنت، انت بین یدی بیوتٍ اذن اللّه ان ترفع و یذکر فیها اسمه...؛ فرمود: آیا میدانی که در کدامین مکان قرار گرفتهای؟ تو اکنون در مقابل خانههایی هستی که خداوند به رفعت و بلند مرتبهای آن رخصت داده است و نام خدا در آن برده میشود و صبح و شام خدای را در آن خانهها تسبیح میکنند و آنان مردانی هستند که تجارت و خرید و فروش آنان را از یاد خدا و اقامهی نماز و پرداخت زکات باز نمیدارد. تو در این گونه مکانی و ما دارای این خانهها.» [4] نظیر همین سؤال را عکرمة دیگر دانشمند اهل سنّت از امام علیهالسلام نمود و پاسخی نظیر پاسخ قتاده دریافت داشت. [5] فخر رازی از علمای اهل سنّت در تفسیر خود در بیان نظرهای مختلف راجع به معنای کوثر مینویسد: «سومین نظر در معنای کوثر این است که منظور از آن، فرزندان پیامبر اسلام صلیاللهعلیهوآله است و این به آن جهت است که این سوره در ردّ کسانی نازل شده است که از آن حضرت به خاطر نداشتن فرزند عیبجویی میکردند که در این صورت معنای آن این است که خداوند تو را فرزندان و نسلی عطا میکند که در طول تاریخ برقرار خواهند ماند. سپس میگوید: ,ببین که چقدر انسانها از اهل بیت پیامبر صلیاللهعلیهوآله به شهادت رسیدهاند اما جهان همچنان شاهد رونق فزایندهی آنان است. آن گاه بنگر که چه تعداد از بزرگان اندیشمند مانند امام باقر، امام صادق، امام کاظم، امام رضا علیهمالسلام و محمّد نفس زکیّه در میان آنها جلوهگر شده است.»، [6] [1] - الصّواعق المحرقة، ص 201 [2] - حلیة الاولیاء، ج 3، ص 186؛ ارشاد مفید، ص 280، به نقل از بحارالانوار، ج 46، ص 286 و تذکرة الخواصّ، ص 337 و البدایة والنّهایة «ابن کثیر»، ج 9، ص 311، به نقل از سیرهی پیشوایان، ص 308 [3] البیان و التّبیین، ج 1، ص 84، نقل از بحارالانوار، ج 46، ص 289. [4] - بحارالانوار، ج 46، ص 357 [5] - همان، ص 258. [6] ـ تفسیر فخر رازی، ج 32، ص 124 |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 23:31 توسط خادمین اهل بیت |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| زندگانی امام محمد باقرع |
سلام
اللهم عجل لولیک الفرج و جعلنا من انصاره و اعوانه و صلی علی محمد و ال محمد والعن اعدائهم با تشکر از سایت حوزه و زحمات مدیران محترم ان |
| نوشته های پیشین |
|
هفته چهارم آبان 1387 هفته سوم مهر 1387 |
| نویسندگان |
|
خادمین اهل بیت ذوالفقار |
|
RSS
|